محمدتقى نورى
366
اشرف التواريخ ( فارسي )
مستمر و برقرار بوده به همان شيوهء ذميمه مشغول و از طريقهء رضيه « 1 » اتّفاق و وفاق نكول « 2 » دارند . خوانين درّانى كه به دوهوايى عادت كامل دارند گاهى به قيصر ميرزا ( 175 ) موافق و او را به مخالفت فيروز ميرزا تحريك مىنمايند و وقتى « 3 » از او روگردان و هنگامهآراى موافقت والى هرات و سلسلهجنبان سلاسل مخالفت قيصر ميرزا مىباشند . از جملهء امور غريبه « 4 » كه از آنطرف « 5 » صادر شده آن است كه فتحى خان درّانى ( 176 ) كه رأس و رئيس ايل « 6 » افغان و سرآمد امراى آن سامان « 7 » و بانى مبانى شرارت و طغيان است درين سال مجددا از قيصر ميرزا روگردان و سالك مسالك عصيان شده جميع امرا و خوانين ابدالى و غلجهاى با او « 8 » موافقت نموده ، از دار الملك قندهار فرار و قلعه كوشك « 9 » كه محل جايگير و سرحدّ اختيار او بود مأمن ساخته ، مهيج مادهء طمع فيروز ميرزا شده ، او را سرگرم تمنّاى تسخير ولايت قندهار ساخت . فيروز ميرزا به اين طمع خام به تهيّه و تدارك اسباب « 10 » يورش قندهار پرداخته از افاغنه و اويماقيه هرات و حولوحوش آن استمداد نموده ، به قدر امكان جمعيّتى فراهم آورده به همراهى ولد ارشد خود ملك قاسم مأمور نزد خوانين عاصى ساخته . از نوادر اتّفاقات ، خيل و حشم و طبل و علم ملك قاسم بيرون رفته ، سراپرده و خرگاه و پيش باغچه و دستگاه او را در معسكر آورده كه در هنگام مقرّر كه منجّمان ساعت حركت را قرار داده بودند بيرون برود و عازم مقصد شود . از قضا همانشب تمامى خيمه و خرگاه و پيش باغچه و اثاثه « 11 » او را شبانه دست قضا از ميان اردو به طريقى ربود كه احدى از آن آگاه نشد . صبحگاهان كه پيشخانهكش طلوع فجر اساس زنگارگون شب را برچيده « 12 » و طلايهء طلوع صبح انور از افق مشرقى نمودار گرديده از انهزام ظلمتنشينان شب « 13 » خنديد . اهل اردو از آن واقعهء شگرف و حادثهء غريب متفكّر و از ظهور نيرنگسازى و شعبدهبازى آسمان
--> ( 1 ) . مج : « رضيه » ندارد . ( 2 ) . مج : نكول تام و تمام . ( 3 ) . مج : و گاهى . ( 4 ) . مج : از آن جمله امر غريبى . ( 5 ) . مج : از ولايت هرات . ( 6 ) . مج : امراى . ( 7 ) . مج : « و سرآمد امراى آن سامان » ندارد . ( 8 ) . ملك : اوا . ( 9 ) . مج : كرشك . ( 10 ) . مج : « اسباب » ندارد . ( 11 ) . مج : اثاثه راه . ( 12 ) . مج : برچيد . ( 13 ) . مج : ظلمت ليل .